محمد حميد الله ( مترجم : سيد محمد حسينى )
380
مجموعة الوثائق السياسية للعهد النبوي و الخلافة الراشدة ( نامه ها و پيمانهاى سياسى حضرت محمد ( ص ) و اسناد صدر اسلام ) ( فارسي )
( 1 ) 225 براى السّعير بن عدّاء ( پسر عدّاء ياد شده ؟ ) يا عدّاء بن خالد ابن سعد ، ج 1 / 2 ص 32 ( ش 55 ) . مقابله كنيد : ابن سعد 7 / 1 ص 35 ؛ اسد الغابه 2 / 318 ( او گفته است : ابن منده و ابو نعيم ، نيز آن را آوردهاند ) . بحن 5 / 30 ؛ بح ش 5089 ؛ عمخ ش 36 - 37 ؛ معجم الصحابة ، ابن قانع ( خطّى ، ورق 132 / الف . از محمّد فرستاده خدا به السّعير بن عدّاء : من الرّحيح را در اختيار تو نهادم ( 1 ) ؛ و استفاده از آنجا را در صورتى كه مازاد بر نياز رهگذران ( 2 ) ( بنى سبيل ) باشد ، براى تو قرار دادم . 1 . متن « أخفرتك » إخفار : يعنى كسى را خفير و نگهبان ديگرى ساختن ( لسان « خفر » ) . در اينجا معنى عبارت ، اين است : كه الرّحيح را به تو سپردم كه از آن نگهدارى كنى و از فراوردهء آن ، بهرهمند گردى . - م . 2 . بنگريد : پيمان ( 210 / الف ) پانوشت شمارهء 1 . - م . ( 2 ) 226 براى رقّاد بن ربيعه ( از هوازن ) ابن سعد ، ج 1 / 2 ص 46 ( ش 88 ) . رقّاد بن عمرو بن ربيعة بن جعدة بن كعب ، نزد پيامبر ( ص ) آمد و پيامبر خدا در فلج ( 1 ) ، زمينى كشاورزى به وى داد و فرمانى نيز براى وى نوشت و آن فرمان در دست خاندان اوست . متن اين نامه ، به دست نيامده است . 1 . فلج : به فتح « ف » و « ل » ، سرزمينى است وسيع در يمامه ، از آن بنى جعده و قشير و كعب بن ربيعه ( ياقوت 3 / 908 ) . - م .